ایــــران مــــــن ایـــران مـــــن کاشـــــانه ی جــانــان من
ای ســــر زمــــــین جــــاودان ای گل ستـــــــان جان من
ای مـــــرز وبــــوم پر گهــــــر ای خـــــــانه ی نیکان من
من زنـــــده ام چون زنده ای لبخـــــــند تو درمــان من
شکــــــوه آشــــــکار تــــــــو خورشـــــــــید آسمان من
نــــــام آوران دانــــــش ات پیوســــــــته در جهان من
از خــــــاک پاکت مهر جـان ســــورمه کنم چشمان من
ای اختـــر پـــــر ســـــوی فـر ستــــــاره ی تـــابـــان من
ســویت چوخیزددشـــمن ات خیـــــزم خــود وپوران من
خـــون وتنــــم از بهــــر تـــــو پا وســــر و دســــتان من
در راه تــــو جـــــان داده اند یـــــاران جــــــاودان من
جان دررهت بـی ارزش است این گفــــته ی یاران من
کوشـــش کنـــم با جـان ودل ای خـــــاک آبـادان من
تا اوج گیــــتی ســــــر نهـــی در دانش ای ایـران من
شعر : حبیب جمیل زاده 10/6/91
تذکر: دراین ســـرود هیچ گونه واژه غیر فارســی بکار نرفته
ضمنا استفاده از آن فقط با ذکر نام سراینده بلا مانع است
تا با "اوپن " صفــحه ی " پروفایل " آغاز کنـم
نگاهــــی به همانجا که تصــــویر " اد" کنند
زافـــسون چشــــم هات در خیال پرواز کــنم
لازم به " سـرچ " نیســـت ای نازنــین دل من
تا پیـــدا کـــنم تـــوراوســــاز وآواز کــنم
چونکه " وب " پر از تبســمت " فیلتر " نیست
همیـــشه وقت با چشـــمان مســـتت ناز کنم
وقتـــی که به یمن وجــودت " کلـیک " کـنم
تورا به ژرفنـــای وجــودم دمســــاز کـــنم
بیـــاد خاطــــراتت همیـــــشه " کانکـــتم"
تا معــــانی عشـــــقت در دلــــم راز کــنم
حبیــــبم ودر قلب من " کپی پسـت " شــدی
بدین ســـــان به خـــــدایم راز ونیاز کــنم
شعر : حبیب جمیل زاده 12/4/90
تیر ماه 1387
من که میگم چه ساده ای
مثل منه به این یکی
توهم به اون یکی دیگه
دل داده ای
فکر کردی اون عاشقته ؟
دوست داره ؟
آخه منم
مثل صنم
اورو الهه ی خودم
از همه ی خدایگان
بالاترش برده بودم
فکرکرده ام دوستم داره
عاشقمه
چه ساده ام
دنبال او رفته بودم
راست میگن اون قدیما
که عاشقی کار دله
ولی رفتن من
چو رفتنت
هردوی ما رفته بودیم
توجاده های بی نشون
پی سراب دشت عشق
رویای سبز کهکشون
احساس پاک من وتو
تو وصفشو
دفتر کل واژه ها
کم میآرن
نگو چرا
اون بی وفا
دست به چنین کاری زده ؟
بقول تو :
رفته سراغ دشمنت
اون یکی نامرد حسود
که گفتی حتی بخدا
یه لنگه کفشتم نبود
پس منه شهره ی سحر
ستون آفاقم وسر
چگونه دردمو بگم
مثل یکی خاری توچشم
ودرگلو تیغی داره
نمی تونه حرف بزنه
نمی تونه آه بکشه
نمی تونه نگاه کنه
که آن رفیق بی وفا
باچه کسی شریک زندگی شده
بقول من :
یه مرد دیو قصه ها
دربدر تو کوچه ها
من نمی گم
هزار وصد
مرد حقیر وتن بد
مثل یارو
یه لنگ کفشم نمی شن
نه
اینم یه حکمتی داره
قربون حکمت خدا
هرکی بره راه جفا
تو این سرا واون سرا
خدا حقیرش میکنه
بدبخت روزگار میشه
من که میگم :
عشق من و وفای من
بالاترین موهبت خدای من
خیانت وجفای او
لکه ای بر ردای او
ای عاشقان در جهان
بگفته ی ساده من گوش کنید
قواعد بازی عشق
به تن وجان بخرید
نفرت هیچ کسی
به قلبتون راه ندید
اون عروسی که برفت
در پی رویا وخیال
خواست یک شب
ببرد مال ومنال
ارزش عشق تورا
هیچ ندارد به وصال
تو در این قاعده پیروز شدی
چونکه از او نبریدی
لیک اون راه سیه بختی را
تا ابد واسه خود
ننگ وبد نامی را
ثبت وجاوید بکرد
شعر: حبیب جمیل زاده 5/2/90
این شعر زیبا را از اوازی شنیدم
وبه زودی جوابش را خواهم داد
ازاینور اونورشنیدم
داری عروس میشی گلم
مبارکت باشه ولی
آتش گرفته این دلم
خیال میکردم بامنی
عشق منی مال منی
فکر نمی کردم یه روزی
راحت ازم دل بکنی
باور نمی کردم بخوای
راست راستی تنهام بذاری
اخه یه عمر همش بهیم
گفته بودی دوسم داری
گفته بودی عاشقمی
بپای عشقم می شینی
می گفتی هرجا که باشی
خودتو با من می بینی
......................................
رفتی سراغ دشمنم
یه پست نامرد حسود
یکی که حتی بخدا
لنگه ی کفشمم نبود
به ذهنشم نمی رسید
حتی نگاش کنی یه روز
آخه چه دردی می کشم
ای دل بیچاره بسوز
با این همه ولی هنوز
عشقت برام مقدسه
همینکه توشاد باشیو
بخند واسه من بسه
................................
تاج عروسیتو برات
خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفاتو من
پیش کسی نمی برم
هرکی بپرسه بش می گم
خودم ازش خواستم بره
می گم برای هردومون
اینجوری خیلی بهتره
...............................
با اینکه می دونم برات
همدم وغمخوار نمی شه
آرزو می کنم دلت
یه لحظه غصه دار نشه
با اینکه می دونم یه روز
تورا پشیمون می بینم
همیشه از خدا می خوام
چشماتو گریون نبینم
با اینکه از دوری تو
دلم داره می ترکه
ولی بخاطر توهم
شده می گم مبارکه مبارکه
5/5/89
که با این سروده ی زیبا وبلاگم رامزین کرر
........سوختم
وساختم
ودر این آینه ی زنگ زمان
من نگاهی به غمت انداختم
ونوشتم با خون
که تورا
در رزمگه روح وروانم کشتم
ونوشتم با اشک
اشک از چشم گریزان خودم راگویم
از عشق پر تاب وتبت
رگ جاری روانم را زدم
وتورا قاب گرفتم
وبه دیوار دلم انداختم
وصدایت کردم
از دهان فرهاد
ولی افسوس که شیرین وجودت
همره عشق با نسیمی آمد
ومن تورا از دندان باد ربودم
عشق تو مثل گون ریشه ی سختی دارد
دلم آن خاکی است
که تورا هم آغوش
دل من جایگه ریشه توست
عشقت آویزه به باد
لیک آن خاطره ی عشق تورا
در دلم مانده به یاد
20/9/88
اشـک روان ســــوزی بــیاد گلعـذاران
مــهری که بود اندر دلــم تا بی نهــایت
افــسوس در بهر کــسی از بی وفایان
عشــــقم مـرا از بــوم وبر آواره کرده
دورم نمود از حلقــه ی رنـدان ویــاران
هـرگز نمی دانم چـرا افـسرده حالـم
دلتنگ اشــک لحظــه های نابسامـان
در اوج آن آشفــتگی جان وتن سـوز
از نالـه هایـــم غم پرید و شـد گریزان
دردا که از عشقم چو آمد قصه پرداز
جمــعی و معــشوقه زخیــل نابکاران
ننـگ زمـانه بر توبـــاد ای روزگـــارم
نـام حبــیـبم را بیـآلودی به عصــیان
پارک ملت 22/3/89
حبیب جمیل زادهیارب نظری به حال بیــمارم کن
وزلطف خودت محرم اسرارم کن
عـشق من دیوانه اگر فاش شود
صــــد واویـــلا تـــو آبرودارم کن
***********
یارب دل من برد نگارم چـه کنم
از جور رقـیب در شـرارم چه کنم
مجنون شدم وچه حال دارم اکنون
از درد فـــراق بی قـرارم چـه کنم
در شب زفاف تو
دلم را حجله ای روشن
ده انگشت خود را
دور تا دورش
فروزان شمع می سازم
دوچشمم
در کف دستم نهاده
همچو دُر غلطان
برایت حروه می سازم
تو بنشین بر فراز هودج ذهنم
تماشا کن
آسمان صاف تا چینم برایت
ستاره های مست شب بی تاب
تا زآنها مرصّع تاجی نور افشان
درخشان رنگ می سازم
زعطر آگین گلستان جهان
زیباترین گلهای تمام سال
قلبم را چه گلدانی بلورین
برایت من
سبد آذین می سازم
جانا جان من را
رخش پیما ساز بر فراز ابرها
تا که چشمان قشنگت
همه زیبایی های عالم را ببیند
برو خوش باش
برایت من
خوشی را از ذره ی باقی مانده از جانم
از کل وجودم آرزومندم
هر عاشق خوشبختی عشقش را
نخست هرچیز می داند
منم عاشق
به آن نان ونمک کزدست هم خوردیم
برو در زندگی آسوده خاطر باش
منم از آن نشاط وشادی قلبت
خوش وآسوده می گردم
منم در آن شب دیبا
ترانه ی رقص پای می سازم 31/4/88
چه زود بگذشت
نسیم جوانی ام
وفقط یک چیز در باورم گنجید
گریه ام بهنگام تولدم
نمی دانم اگر غیر از منی خندید
یا در عمر خود
به دریایی رسید ودید
آبی را
ولی من .........زیستم
وبا تمام احساس بچه گانه ام
فهمیدم چرا در لحظه زادن نخندیدم
چون اسارت روحم را
در قفس تنم دیدم
ودریایی که آبش
برهوت بود وسراب
پس بنگرتو زندگی ام را
ودریاب
کآن بهترین کتاب
30/10/88
نمی دانم چرا یارب
دلم افسرده است امروز ؟
خیال آشفته ام امروز ؟
اشکم زود می آید
همچون قطره ها از ابر می بارد
دلم تنگ است
واحساس درونم را
مرا از خویشتن بیگانه می سازد
چقدر دور وبرم انسان می بینم
ولی تنهای تنهایم
دنیا را گهی بی رنگ می بینم
روز و روزگار سرد را
تاریک می بینم
نمی دانم چرا یا رب
خنده بر لبم هرگز نمی آید ؟
شادی را نمی فهمم
معنی واژگان را
از غم واندوه در ذهن وخیالم نیست
زیبای زمانی خوب من
تشخیص می دادم
ولی اکنون چشمم
خسته از دیدن
فکرم ندارد نای فهمیدن
قلبم سرد از هر گونه
مهر وعشق ورزیدن
نمی دانم کجا تا کی
غوطه ور در این احوال خواهم بود
تلخی وشیرینی دنیا
در کامم
در مرداب روحم
همچون افسانه می ماند
نمی دانم چرا یا رب
ره از بیراه گم کردم
چرا یا رب ؟ پارک ملت 28/7/88
دلم فسرده سخت
افسوس که دستم به عالم برزخ نمی رسد
زخاکی ام بشنو
با تو سخنی دراز دارم
تو رفتی وگمانت که درد عشق
آن بلای خانمانسوز
دیگر به سراغ کسی نمی رود
آن عذاب را کسی نمی کشد
تو رفتی ودر حسرت آن بودی
که در زمین وزمان
اشکی
از دید گان خلق
ببینی راحت روان شود
تو رفتی وسوز دلت
کسی نبود
که با آب فهم زبانه بشکند
ترسیدی از درک توده ها
که مبادا از غمت دو دل شوند
جرعه جرعه کشیدی شوکران فنا
در راه ثریای بی وفا
اما گمان کردی که در این راه پر خطر
یگانه عشق عالم بشر شوی
اما منم همدرد تو
رنجی فزونتر دیده ام
درد ی به جان کشیده ام
زعشق بی وفای دیگری
تو رفتی وعشق سبزت روئید
در کالبد روزگار تلخ
اما وا حسرتاه
عشق بنفش مرا
هیچ جنبده ای بر نتافت
ملعون کون ومکان شدم
بشنو ای همدرد وهم ناله های من
قصه ی بی رنگ عشق کذایی ام
بعد از تو
شدم آواره ی معشوق
بسان عشق عذرایی
همچون مست رویایی
جهیدم در نفس های اهورایی
گسستم از تمناهای فردایی
ولی می دانی کز ظلم جفاپیشه
چه دامی سر نوشتم بود ؟
چه افکاری کنارم بود ؟
همانگونه که با رنج وعذابت بود . من بودم
روزی از قضا معشوقه ات برگشت
که جان قربانی اش کردی
ولی افسوس
بعداز مرگ سهراب
وبی رمق از پای افتادن
چه سود از نوش دارویش
تو گفتی آمدی اما
به صد معنا نشان دادی
که غیرت تا نباشدهمدم عاشق
معنایی برای عشق هم هرگز نخواهد ماند
بنازم عزّت نفست
ای عنقای با همّت
ای سیمرغ در آفاق جان سرور
می مانی برایم تا ابد رهبر
ح_ جمیل زاده پارک ملت 9/7/88
نمی دانم گناهم چیست
چشم خلق از من روی گردان است
مرا در دل چه پندارند
در بطن ضمیر خویش
چه آفت دانه ای در سنگ می کارند
دلها سخت بیمار است
گناهم چیست ؟
خداشانرا به تیغ و ضربه ی شمشیر من کشتم ؟
پیامبرشان میان آتشین چنگال سوزاندم
معبدشان به ویرانی کشانیدم
مذهب پر افسانه هاشانرا عوض کردم
گناهم چیست ؟
یکی ناگه زبان بگشود وگفت ای ابله گستاخ
نمی دانی گناهت چیست ؟
گناهت زآنچه بشمردی
هزاران بار بدتر
بزرگتر در جهان اول وآخر
نمایانتر زکفر وشرک هر کافر
شکستی حرمت پاکترین باور
تودر دل عشق ورزیدی به یک دختر
باز هم گویی گناهم چیست ؟
داروغه بفهمد جرم تو این است ؟
می دانی چه حکمی بر تو خواهد راند ؟
ترسیدم ولرزیدم
ولی جرات به خود دادم
که در راه دلم
در راه آن معشوق
ناقابل سرم
هدیه برم بر دار
پارک ملت 16/6/88
چه بگم از عشـق مـن بی خـبری
بی جهت از عاشقان دل می بری
اسم تو در قلب من نقشی گرفت
گمان کـردم از همه عاشـق تری
راه آن جستم که از رنج وعذاب
تا رســیدم بسـرابـی دیگــری
کی رهایابم من از عشق وجنون
خوب می دانی که زجانم دلبری
من نه هوشیارم نه آسوده خیال
مست عشقت اما تو خیره سری
گفتـمت روزی اگـر آیـی بهـوش
بازخواهی دیدکه چشمم بر دری
نیمه جان افتاده بـی روح و رمق
انتظـــارم کـه بگـیرم شـــرری
من حبیب وتویی افسانه ی عشق
آرزو دارم بخــوابــم ســحری
4/3/88 - پارک ملت- جمیل زاده
دگر از نو
نمی خواهم
سرود عشق بسرایم
بدور انداختم
وهم وخیالم را
غلط پرورده ام
محبوب را در دل
منم اورا
به از زیباترین زیبا
بسان آن فرشتگان پاک
در ذهنم
در قلبم
در روحم
درکل وجودم
تصویری چنان محکم بنا کردم
که عشقم کور کورم کرد
ذات آدمی را کس نمی بیند
منم از سادگی ره به غلط رفتم
وفا تا حد جان کردم
ولی افسوس
که فصل بی وفایی داغ بازار است
وچندی داغ خواهد بود
هرکس هرچه او کارد
درویش می کند روزی
ولی از عشق خود گویم
عشق من محبت بود
عرفان الهی بود
الهامی چو وحی از آسمان
وترک دنیا بود
چنان آشفتگی
زآن شیفتگی در جانم پدید آمد
کگر من جای آن محبوب می بودم
وآنگونه برایم اشک کس ریزد
برایش جان خود آسان می بخشم
تا مبادا در نثار عشق
از من لحظه ای آن یار پیش افتد
می مردم برایش قبل از اینکه حرف نامردان
به گوش آید
ومی گویم چه بنویسند یاران بر سر قبرم
تا با ننگ خیانت
روزگارم را سرانجامش نخواهد بود
ولی معشوق بی انصاف
مثالی از برای شعرهایم شد
واژگان پر تناقض
از مهر وغضب
در شعر من جمع شد
عجب رسمی است
برای دوریش من اشک می بارم
ولی از رفتنم او خنده ها می کرد
چقدر از دیدنش من شاد می گشتم
ولی از دیدنم اوغمها می خورد
برای رفتنش روحم به تنگ آمد
ولی از غربتم حس طرب می یافت
برای او که خوش باشد دعا کردم
ولی اواز غممنفرینها می کرد
به دل گفتم چه رازی در پی این عشق می جویی
آیا دیگری در عمر خود دیدی
آیا قصه ای در کل این دنیا
شنیدی یا کتابی مثل من خواندی
دلم گفت :
صبری بر بلا باید
که بینی عاقبت آن عشق یا نفرت
کدام پیروز خواهد شد
17/1/88
قسم به قطره قطره ي اشكم
كه جاري شد زچشمانم
برايت من
شب وروزم نمي فهمم
نمي دانم
كجا بودم كجا هستم
بهاي اين همه اشكم
كه مي ارزد به دنيايي
چه با سوز وگدازي من
گويي از كجا واز كه من گيرم
بياد تو
چه افكاري بنا كردم
تورا در ذهن خود ليلي
ومن بيچاره مجنونم
آيا لحظه اي خودرا
در عالم رؤياها
توانايي حتي لحظه اي كوتاه
از آن همه دل دردم
اندوهم
از شوقم
تنهايي وهجرانم
در آن احساس اندر ذهن خود
لبريز از نامهربانيها
نشايد بر دلت آید
اداركي از آن همه دلتنگي
ودنيايي كه پوچ و تار وبي رنگي
برايم ساختي افسوس
برو اما اگر روزي
به عشق آتشم سوزي
ده انگشت خود را شمع
در راهم بيفروزي
نتواني كه پاسخ گفت
جواب اين همه اشكم
برو اما اگر روزي
شوي تنها
شوي اندر عذاب سخت وجدانت
شوي آواره ومجنون
دلت آزرده وپر خون
نتواني كه پاسخ گفت
جواب اين همه عشقم
جواب اين همه اشكم
برو اما اگر روزي
به سان يك گدا مسكين
ژنده پوش و دستها چركين
شوي بدتر زآن واين
نتواني كه پاسخ گفت
جواب اين همه دردم
جواب اين همه اشكم
برو اما
خدايي هست
سرايي ديگري هم هست
كه شايد آن زمان گيرم
جواب اشك هايم را 6/8/78
برگردي اگر روزي
گمان كردي
كه اندر عهد خودماندم ؟
به آن عشقي كه كه بنيادش
درونم كاشت
بذر افشان خلقت
از زماني دور وناپيدا
مرا اينگونه مي يابي
انگار زمان هر گز نمي جنبد
شب وروز ايستا
بي هفته وبي ماه
نه فصلي آيد وسالي
نه تغييري در احوالي
وحتي گر كه عمر من
خدا ناكرده اي قرني رسد روزي
مرا اينگونه مي يابي ، مرا اينگونه مي يابي
تا مبادا كس به من گويد :
اگر آن يار را معشوق خود كردي
دلت را بي لجام آن سو رها وساده افكندي
دويدي ، خون دل خوردي
وفا كردي ، جفا ديدي
راه عاشقي در اين زمان سرد
بر تارك عصر ما شده رسمي
چرا با عشق خود ماندي ؟
منم گويم
اگر معشوق شايد
روزي برگردد
مرا آنگونه او يابد
كه عشق پاك من هر گز نمي ميرد
زمانه هم زآن
هرگز نمي كاهد
شعر: حبيب جميل زاده
1/10/1385-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوالات اندیشه اسلامی 1
1- معنای لغوی و اصطلاحی ایمان را بنویسید، امام رضا(ع) در باب تعریف ایمان چه گفته است؟
2- معنای فطرت را نو شته ضمناً امور فطری انسان را می توان به دو دسته تقسیم کرد آنها را بیان کنید؟
3- فیلسوفان علت را بر چهار قسم می دانند فقط نام ببرید؟
4- راه های شناخت صفات خدا را نام برده یکی را به دلخواه بنویسید؟
5- صفات ثبوتی و سلبی الهی چیست؟
6- علم خدا را می توان به سه صورت تصور کرد فقط نام ببرید؟
7- برای معانی حکمت دلایلی وجود دارد، فقط نام ببرید؟
8- معنای عدل را نوشته و اقسام آن را فقط نام ببرید؟
9- بطور کلی شرّ را به دو قسم تقسیم می کنند شرّ اخلاقی، شرّ طبیعی، آنها را نام ببرید؟
10- مراتب توحید را فقط نام ببرید؟
11- امیر المؤمنین علی(ع) درباره توحید چه می گوید؟
12- توحید در خالقیّت را نوشته، قرآن در این باره چه گفته است؟
13- 5 مورد از موارد اسرار نماز را فقط نام ببرید؟
14- معنای معاد را بنویسید؟
15-منابع شناخت در باب معاد کدامند؟
16- قرآن درباره منکران معاد و انگیزه انکار آنان چه گفته است؟
17- منظور از معاد جسمانی و روحانی از نظر قرآن چیست؟
18- چهار مورد از انواع مرگ را فقط نام ببرید؟
19- 6 مورد از موارد اوصاف رستاخیز را فقط نام ببرید؟
20- دو مورد از شاهدان بیرون وجود انسان و دو مورد از شاهدان درون وجود انسا ن را نام ببرید از هرکدام یکی را توضیح دهیدد؟
---------------------------------------------------------------------
سؤالات فرهنگ و تمدن اسلامی
1- عوامل و علل زوال و انحطاط تمدنها از نظر ابن خلدون کدامند؟
2- مورّخان تاریخ عرب را به سه دوره تقسیم می کنند آنها را نام ببرید؟
3- دوران نهضت ترجمه را فقط نام ببرید؟
4- 4 مور از علوم غیر اسلامی و 4 مورد از علوم اسلامی را فقط نام ببرید؟
5- 6 مورد از انواع تفسیر قرآن را نام برده یکی را توضیح دهید؟
6- ائمه اربعه را نام برده نام مذاهب آنان چیست؟
7- در سازمانهای اداری اجتماعی تمدن اسلامی چند نوع دیوان وجود دارد یکی را توضیح دهید؟
8- نام دو موسیقی دان و نام دو اثر موسیقی آنان را فقط نام ببرید؟
9- انتقال علم و تمدن از قلمرو اسلامی به غرب از سه راه انجام گرفت آنها را بنویسد؟
10- نام 4 نفر از مهمترین مترجمان آثار اسلامی به لاتین را فقط نام ببرید؟
11- علل درونی رکود تمدن اسلامی کدامند یکی را توضیح دهید؟
12- استبداد را تعریف کرده، عبدالرحمان کواکبی اندیشمند عرب در این باره چه می گوید؟
13- علل بیرونی رکود تمدن اسلامی را نام برده یکی را توضیح دهید؟
14- تاریخ سیاسی اندلس در دوران حکومت اسلامی را فقط نام ببرید؟
15- درباره رسمیّت تشیّع و پیامدهای آن در دوره صفوی مختصراً توضیح دهید؟
16- پیرامون مفهوم و تاریخچه استعمار مختصراً توضیح دهید؟
17- درباره واژه صهیونیسم مختصراً توضیح دهید؟
18- به طور کلی سه دیدگاه در تبیین پدیده صهیونیسم مطرح است آنها را نام برده و توضیح دهید؟
19- عربها تا کنون برای جبران عقب ماندگی راه حلهای متعددی ارائه دادند که منجر به چهار گرایش شده است آنها را بیان کرده فعالان این گرایش ها را نام ببرید؟
20- استعمار برای ضربه زدن و ایجاد تشتت در میان شیعیان دست به فرقه سازی توسط چه کسانی شده است؟نام فرقه های آنان چیست ؟
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------سوالات تاریخ صدر اسلام
1- تاریخ نقلی وتاریخ علمی را مختصرا توضیح دهید
2- برخی معاصران در طبقه بندی گونه های تاریخ نگاری اسلامی اسامی کتب نوشته شده را ملاک قرار داده به هفت گروه تقسیم کرده اند آنهارا نام ببرید
3- متفکران اسلامی وشاگردان وپیروان آنها حداقل پنج مکتب بزرگ تاریخ نگاری اسلام را ذکر کردند فقط نام ببرید
4- جزیره العرب از نظر جغرافیایی به سه بخش تقسیم شده است نام برده یکی را توضیح دهید
5- نظام خانوادگی وحقوق زن در دوران ساسانی را توضیح دهید
6- وضعیت مذهب در دوران ساسانی به هنگام ظهور اسلام را توضیح دهید
7- تاریخ تولد پیامبر اسلام ( ص ) وآغاز رسالت وهجرت ایشان در چه سالهایی بوده است
8- نام سه مسلمان نخست دعوت پیامبر ( ص ) را نام ببرید
9- چه عواملی باعث مخالفت قریش با دعوت پیامبر (ص ) شدند 5 موردرا فقط نام ببرید
10- سه نظریه مطرح شده در مهمترین نشست مشورتی ( دار الندوه ) پیرامون پیامبر (ص )چه بود وسرانجان کدام تصمیم تصویب شد ؟
11- معنای واژه هجرت چیست مختصرا توضیح دهید
12- رعایت عدالت در جنگ با دشمن توسط پیامبر (ص ) را توضیح دهید
13- متن نامه ی پیامبر ( ص ) به خسرو پرویز را بنویسید
14- متن نامه ی پیامبر ( ص ) به قیصر روم را بنویسید
15- علی ( ع ) در باره اخلاق خاتم الانبیاء ( ص ) چه فرمود ؟
16- پس از رحلت پیامبر ( ص ) چه کسانی ودر چه تاریخی به خلافت رسیدند ؟
17- تاریخ تولد امام علی ( ع ) آغاز امامت وتاریخ شهادت ایشانرا بنویسید
18- 4مورد از موارد مهمترین فعالیت های امام علی ( ع ) در دوران خلفاء را بنویسید
19- موانع ومشکلات حکومت علی ( ع ) را بنویسید
20- مفاد قرارداد بین معاویه وامام حسن ( ع ) را بنویسید
سوالات درس اخلاق اسلامی
1-واژه اخلاق چیست ؟ مختصرا توضیح دهید
2-ابو علی مسکویه در تعریف اخلاق چه می گوید ؟
3-پیامبر اکرم (ص ) در باره برتری عالم بر عابد چه فرمود ه است ،
دوحدیث را بنویسید
4-موانع دست یابی به علم حقیقی را فقط نام ببرید
5-پیامبر اکر م (ص ) در باره انگیز ه الاهی ( اخلاص ) در حدیثی بسیار
مشهور ومعتبر چه فرموده است ؟
6-پیامبر اکرم ( ص ) در حد یثی معلم واستاد شایسته را چه کسی می داند ؟
7-معنای دو آیه امانت داری را بفارسی بنویسید
8- 4مورد از مواردآسیب شناسی اخلاقی پژ وهش را فقط نام ببرید
9- 4مورد از موارد شرایط اخلاقی نقد را فقط نام ببرید
10-معنای حدیث امام صادق ( ع ) (( الکادُ علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله ))
را بفارسی بنویسید
11-پیامبر اکرم ( ص ) در باره کار ومعیشت چه فرموده است ؟
12-انواع معاشرت را فقط نام ببرید
13-علی بن ابیطالب ( ع ) در باره جایگاه ویژه امر بمعروف ونهی از منکر در میان
سایر احکام ودستورات دینی چه فرمود ه است ؟
14- 3مورد از مواردویژ گی های دوست از نظر امام صادق ( ص ) را بنویسید
15- در روایتی که هم از حضرت عیسی (ع ) نقل شده هم از پیامبر اکرم (ص )
بهترین دوستان ر ا چه کسانی دانسته اند ؟
16-موارد شرایط همسر خوب را فقط نام ببرید
17-موارد فضایل اخلاقی مربوط به امور جنسی را نام برده ، امام باقر( ع )
در این باره چه فرموده است ؟
18-وظایف اخلاقی مردم در انتخابات مسئولان چیست ؟ موارد آنرا فقط نام ببرید
19- موارد آداب اخلاقی مناظره را فقط نام ببرید
20 – آفات اخلاقی مناظره را نام بر ده ، پیامر اکرم ( ص ) در باره خود اری از مراء
چه فرموده است ؟